خورشاه بن قباد الحسينى
187
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
ذكر آمدن حضرت شاهزادهء عالميان سلطان محمد خدابنده به پايهء سرير ثريّا مكان و بعضى وقايع كه در آن عهد و اوان روى نمود در آن زمان سعادت اوان كه حضرت شاه عالميان از يورش ولايت روم به سعادت و كامران معاودت فرمود و بساط منازعت و مخاصمت از طرفين درهم نورديده شد ، حضرت شاه خلافتپناه را آرزوى ديدار بهجت آثار شاهزادهء كامكار سلطان محمد خدابنده كه در دار السلطنت هرات تشريف داشت در خاطر عاطر دريا مقاطر افتاده اشارت عليّه به نفاذ پيوست كه سوندك بيك قورچى باشى شاهزادهء ذوى الاحترام ابو النصر اسمعيل ميرزا را به جهت انتظام مملكت خراسان ، به دار السلطنت هرات برد و شاهزاده سلطان محمد را به آستان جلالت مناط برساند . سوندك بيك به موجب فرمان شاه كامكار والاتبار « 1 » ، با چهارصد « 2 » سوار جرّار در شهور سنهء ثلاث و ستين تسعمايه [ 963 ] در ملازمت شاهزادهء گردون اعتلا ابو النصر اسمعيل ميرزا متوجّه دار السلطنت هرات شدند و چون سايهء وصول شاهزادهء مومى اليه بر حوالى شهر هرات افتاد ، شاهزاده سلطان محمد خدابنده با محمد خان شرف الدين اغلى و ساير امرا و اعيان لشكر و اشراف و اهالى شهر به رسم استقبال بيرون آمده شاهزادهها از روى شوق و شعف يكديگر را در آغوش محبّت و مهربانى كشيده مسرّتها نمودند . فى الواقع هر يك از شاهزادههاى جوانبخت كامكار ماهىاند بر اوج سلطنت و كمال [ 144 ] و آفتابىاند بر سپهر عزّت و جلال « 3 » .
--> ( 1 ) . ت : « تبار » ندارد . ( 2 ) . ت : سيصد چهارصد . ( 3 ) . جواهر الاخبار ، ص 128 : « در اين سال دارايى دار السلطنهء هرات به شاهزادهء جهان و فرمانفرماى دوران شاه اسماعيل شفقت شد و على سلطان تكلو در خدمت به هرات رفت كه سلطان محمد ميرزا را آورد . در روزى كه شاهزادهء عالم به شهر درمىآمد ، محمد خان بيمار بود ديرتر به استقبال رفت » . خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 302 ؛ جهانآرا ، ص 303 : « اسماعيل ميرزا در سهشنبه ششم ربيع الثانى به اتفاق على سلطان تكلو از قزوين توجّه بدان صوب فرموده و در سهشنبه بيست و سوم جمادى الاول در هرات نزول نمود » .